حرم مطهر برای من نوجوان مشهدی محل قرار با رفیقی دوستداشتنی بود. رفیقی که در سایه خنک رواقهایش منتظر من بود تا روبهروی چراغی سبز روی سنگهای مرمر بنشیند و زندگی در زیر سایه حضرت را تماشا کند. بچههایی که روی سنگهای مرمر سر میخوردند و با مهر حرم برج میساختند. پیرزنانی که یواشکی مهرها را برمیداشتند و زیر لب استغفرالله میگفتند. مادرانی که سر نماز زیرزیرکی بچه هایشان را می پاییدند و میدانستند در درگاه خدا این نماز مادرانه مقبول است. مادران مهربانی که بقچه نان و پنیرشان به اندازه لقمهای کفاف صف جلو و پشت سر را میداد. روضهخوانی که هر چند دقیقه یک بار زنی با اسکناسی مچاله در مشت به سراغش میرفت و زیر لب میگفت: «حاجآقا لطفاً روضه موسی بن جعفر(ع)» و رفقا؛ رفقایی که گاه با دفتر و دستک مدرسه، گاه با کادو تولدت، گاه با کتابی از راه میرسیدند تا دور هم چند ساعتی را در حرم مطهر بمانیم و کیفش را ببریم؛ کیف خواندن دسته جمعی زیارت امینالله، کیف نشستن پای در چوبی کفشداری ۱۷، کیف زندگی در خانه علی بن موسی الرضا(ع)، زندگی زیر آسمان آینهکاری با دیوارهای خنک کاشی. زندگی که میشد با قاعده و برنامه به آن نظم داد و زیارت نوجوانانه ما را براساسش باکیفیتتر کرد. برنامههایی که سالهاست در حرم مطهر برای نوجوانان دختر و پسر انجام میشود.
نوجوان یک «کنشگر و زائر آگاه»
برای نسل جدید، زیارت دیگر با الگوهای سنتی گذشته تعریف نمیشود؛ تصویری که پیش از این صرفاً به عبور آرام از میان صحنها، بوسیدن عتبهها و شنیدن خطابههای یکسویه محدود میشد، اکنون پاسخگوی ذهن پرسشگر و جهان چندلایه نوجوان امروزی نیست. نوجوان در مرز میان وابستگی کودکی و استقلال بزرگسالی، بیش از هر چیز در پی «عاملیت»، «فهم معنا» و «فضایی برای گفتوگو بدون هراس از قضاوت» است. در مواجهه با این تحول نسلی، برنامهریزیهای فرهنگی در حرم مطهر رضوی از اواخر سال ۱۴۰۰ دستخوش یک چرخش استراتژیک شد: تغییر موقعیت نوجوان از یک «مستمع و تماشاگر منفعل» به یک «کنشگر و زائر آگاه». در این بازطراحی، مجموعهای از سازوکارهای تعاملی توسعه یافته است تا زبان مشترکی میان معماری، معنویت و تاریخ آستان قدس با افق فکری نسل ۱۲ تا ۱۸ سال شکل بگیرد.
۱. پایگاههای اختصاصی صحن پیامبر اعظم(ص)؛ اتاق فکر و تجربه
در دو سوی صحن پیامبر اعظم(ص)، دو پایگاه مستقل دخترانه و پسرانه مستقر شدهاند که کارکردی فراتر از یک فضای تربیتی معمول دارند. غرفه حکایت و داستان، غرفه کتاب و اندیشهورزی و مشاوره بخشی از خدمات این بخش هستند. ساختار این مجموعهها بر مبنای ایستگاههای تعاملی دوساعته طراحی شده است؛ جایی که مبلغان جوانِ مسلط به ادبیات این نسل، بیشتر نقش تسهیلگر را ایفا میکنند تا سخنران.
روایت به جای نصیحت: در بخش حکایت، سیره تاریخی ائمه(ع) به سناریوهای ملموس اخلاقی و چالشهای تصمیمگیری در زندگی روزمره گره میخورد.
تحلیل در قالب رسانه و بازی: مهارتهای فکری و حل مسئله با ابزار بازیهای رومیزی و اتاقهای فکر بازخوانی میشود.
مشاوره بیطرفانه و ایمن: بخش مشاوره به عنوان فضایی محرمانه عمل میکند؛ جایی برای طرح اضطرابهای بلوغ، روابط اجتماعی، شکاف نسلی با خانواده و ابهامات هویتی، فارغ از برچسبگذاری و قضاوتهای معمول.
۲. «روشنا»؛ خروج از حصار پاسخهای کلیشهای
یکی از چالشهای نوجوانان مذهبی یا حتی مردد، فقدان بستری صریح برای پرسشگری است. رویداد «روشنا» با حضور مستقیم در رواقهای پرترددی مانند دارالحجه(عج) و امام خمینی(ره) و بدون نیاز به تشریفات اداری یا نامنویسی، این فاصله را پر کرده است.در حلقههای گفتوگوی روشنا، پرسشها دستچین نمیشوند. از چالشهای روز در شبکههای اجتماعی و ابهامهای اعتقادی گرفته تا مناقشات هویتی و اجتماعی، بدون سانسور به میز مباحثه گذاشته میشوند. هدف در اینجا، تحمیل فوری پاسخ نیست؛ بلکه تمرین اندیشیدن انتقادی و رسیدن به درکی منطقی از باورهاست.
۳. مدیریت صحنه در هیئتهای «ریحانههای رضوی» و «ابنالرضا(ع)»
آموزش کار تشکیلاتی و پذیرش مسئولیت، در ساختار هیئتهای دانشآموزی حرم مطهر تجلی یافته است. در هیئت دخترانه «ریحانههای رضوی» و تشکل پسرانه «ابنالرضا(ع)» تمام زنجیره اجرایی رویداد توسط خود نوجوانان مدیریت میشود:
طراحی سن، کتیبهآرایی و فضاسازی محیطی
مهندسی صدا، تصویر و امور فنی
اجرای سرود، نمایشنامهخوانی، مداحی و چهارپایهخوانی
این مدل، هیئت را از یک جلسه آیینی صِرف به یک زیستبوم مهارتآموزی تبدیل کرده است که حس تعلق و اعتمادبهنفس اعضا را تقویت میکند.
۴. «بیتوته»؛ همنشینی با سحر و سکوت
شاید بتوان اردوی شبانه «بیتوته» را متفاوتترین برش از این منظومه دانست. برای دانشآموزان متوسطه که زیارت را عموماً در شلوغی و ترافیک روز تجربه کردهاند، ورود به حرم منور از ساعت ۲۰ تا اذان صبح، جغرافیای متفاوتی را آشکار میکند.
تقسیم دانشآموزان به گروههای ۲۰نفره به همراه مربی همراه، فرصت شکلگیری گفتوگوهای عمیق شبانه، بازیهای فکری تحلیلی، خلوت فردی در سکوت سحرگاهی رواقها و ادراک حسی متفاوت از دعا را فراهم میکند؛ تجربهای زیستی که حس حضور در مکانی مقدس را از امری انتزاعی به خاطرهای عینی بدل میکند.
۵. حرمشناسی عینی در «نیمروز در بهشت» و «حریم ملکوت»
دو برنامه میدانی دیگر، نگاه صرف گردشگری به حرم منور را با درک تمدنی جایگزین میکنند: نیمروز در بهشت: بستهای متمرکز و چندساعته که شامل میزبانی در مهمانسرا، مواجهه با اسناد و روایتهای ناگفته حرم مطهر و اتصال به مفاهیم همبستگی اجتماعی و عهد جمعی است.
حریم ملکوت: یک پیمایش مستند در دل کالبد تاریخی حرم قدسی. در این برنامه، صحنهای انقلاب، آزادی، گوهرشاد و عناصر معماری مانند مقرنسها و نقارهخانه، صرفاً اجزای ساختمانی نیستند؛ بلکه کدهایی برای بازخوانی تاریخ اجتماعی ایران، واقعه مسجد گوهرشاد و پیوند تمدنی فرهنگ ایرانی با فرهنگ رضوی به شمار میروند.
۶. پیوند با تاریخ معاصر و نقطه آغاز تعهد
در کنار برنامههای عمومی، دو نقطه عطف دیگر ساختار این حضور را تکمیل میکنند: حسینیه شهدا (صحن قدس): تمرکز بر بازخوانی دستنوشتهها و انتخابهای نوجوانان دوره دفاع مقدس، با هدف نمایش اینکه تصمیمگیریهای اخلاقی و مسئولیتپذیری اجتماعی، منحصر به سنین بالا نیست.
آیین تشرف و بلوغ پسران: در رواقهای دارالهدایه و دارالرحمه، آیین تکلیف از رویکردی شکلی خارج شده و به عنوان ورود به دوره «تشخص فردی، مسئولیت مدنی و نظارت درونی بر رفتار» به تصویر کشیده میشود.
تجربه رشد معنوی و فرهنگی در حرم مطهر رضوی
رویکرد جدید مجموعه برنامههای نوجوانان در آستان قدس رضوی نشان میدهد مواجهه با نسل جدید، نیازمند تغییر زیرساختهای فکری است. در این الگو، دستور جای خود را به گفتوگو و برنامهریزی متمرکز جای خود را به واگذاری مسئولیت به نوجوان سپرده است و حرم مطهر از مکانی فقط برای ادای مناسک، به پلتفرمی برای تجربه هویت، رشد عاطفی، فکری و معنوی، تفکر انتقادی، بازی گروهی و آرامش روانی ارتقا یافته است. حاصل این تغییر مسیر، شکلگیری نسلی از زائران است که به واسطه لمس مستقیم مفاهیم، نسبتی آگاهانه، عمیق و پایدار با میراث معنوی و فرهنگی خود برقرار میکنند.
خبرنگار: حمیده خلیلزاده




نظر شما